میراثآریا: در مطالعات نوین میراثفرهنگی، خوراک بهعنوان «میراث ناملموس زنده» شناخته میشود؛ میراثی که حامل دانش بومی، اخلاق زیست، مناسبات اجتماعی و حافظه تاریخی یک ملت است. خوراک گیلانی، با تنوع کمنظیر مواد اولیه، روشهای پخت و پیوند عمیق با اقلیم، نمونهای شاخص از این فهم نوین است.

در رشت، غذا بخشی از زندگی روزمره است؛ دانشی که از دل شالیزار، باغ، جنگل و بازار بیرون آمده و نسلبهنسل منتقل شده است. این پیوستگی میان طبیعت، انسان و فرهنگ، همان مؤلفهای است که خوراک گیلان را واجد ارزش میراثی میکند و آن را از مصرفگرایی صرف جدا میسازد.

بازار رشت؛ موزه زنده فرهنگ خوراک
اگر بخواهیم رشت را بهمثابه یک متن فرهنگی بخوانیم، بازار تاریخی آن یکی از اصلیترین فصلهای این متن است. بازار رشت، شبکهای زنده از تعاملات اجتماعی، انتقال دانش بومی و بازتولید هویت فرهنگی است. در این فضا، خوراک از حالت انتزاعی خارج میشود و در تماس مستقیم با مردم، صدا، رنگ و بو معنا مییابد.
بازار، در واقع رسانهای است که بدون نیاز به تبلیغ، روایت خود را منتقل میکند؛ رسانهای که به گردشگران داخلی و خارجی نشان میدهد فرهنگ خوراک در رشت چگونه با زندگی مردم گره خورده و چگونه از دل سنت، خود را با زمانه تطبیق داده است.

رشت و شبکه شهرهای خلاق؛ فرصت فراتر از عنوان
انتخاب رشت بهعنوان شهر خلاق خوراک در شبکه شهرهای خلاق، در ذات خود یک مسئولیت فرهنگی و سیاستی است. یونسکو از شهرهای خلاق انتظار دارد که خوراک را به ابزاری برای توسعه پایدار، گفتوگوی فرهنگی و تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل کنند.
رشت، با این عنوان، وارد یک عرصه بینالمللی شده است که در آن شهرها نه با قدرت اقتصادی یا نظامی، بلکه با روایت فرهنگی خود سنجیده میشوند. اینجاست که نقش سیاستگذاری فرهنگی، مدیریت شهری و وزارت میراثفرهنگی معنا پیدا میکند؛ چراکه بدون برنامهریزی راهبردی، این عنوان میتواند به یک برند مصرفی تقلیل یابد.

از گردشگری خوراک تا دیپلماسی فرهنگی
در جهان امروز، خوراک، موسیقی، هنر و سبک زندگی به ابزارهای اصلی دیپلماسی عمومی تبدیل شدهاند. غذا، بهویژه، زبانی جهانی است؛ زبانی که پیشداوریها را میشکند و امکان گفتوگو را فراهم میکند.
در این چارچوب، رشت میتواند یکی از مهمترین پایگاههای دیپلماسی خوراک ایران باشد. تجربه چشیدن غذاهای گیلانی، مواجههای بیواسطه با فرهنگ ایرانی ایجاد میکند؛ مواجههای که اغلب مؤثرتر از دهها پیام رسمی عمل میکند. این ظرفیت، در شرایطی که ایران با چالشهای روایتسازی در عرصه بینالمللی مواجه است، اهمیتی دوچندان دارد.

دیپلماسی مزهها در برابر ایرانهراسی
یکی از چالشهای اصلی ایران در عرصه جهانی، پدیده ایرانهراسی و تصویرسازیهای یکسویه از جامعه ایرانی است. در این فضا، دیپلماسی خوراک میتواند نقشی ترمیمی ایفا کند. غذا، حامل پیام صلح، مهماننوازی و زیست انسانی است؛ مفاهیمی که ریشهای عمیق در فرهنگ ایرانی دارند.
رشت، با روایت خوراک خود، میتواند تصویری از ایران ارائه دهد که بر زندگی، طبیعت، اخلاق مصرف و همزیستی تاکید دارد. این تصویر، در سطح انسانی عمل میکند و از همین رو، اثربخشی بالاتری دارد.
نقش زنان؛ حافظان خاموش میراث خوراک
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده در روایت خوراک گیلان، نقش زنان است. زنان گیلانی، نهتنها در فرآیند پخت، بلکه در حفظ دستورها، انتقال دانش بومی و مدیریت اقتصاد خرد خوراک نقشی کلیدی دارند. این نقش، خوراک را به عرصهای از توانمندسازی فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرده است.
در بسیاری از خانهها و کسبوکارهای محلی رشت، زنان حافظان اصلی میراث خوراکاند؛ میراثی که بدون ثبت رسمی، اما با استمرار عملی، زنده مانده است.

خوراک گیلان و منطق زیست پایدار
در دورانی که جهان با بحرانهای زیستمحیطی و مصرفزدگی مواجه است، بازخوانی خوراک گیلان میتواند حامل پیامهای مهمی باشد. استفاده از مواد فصلی، احترام به طبیعت، پرهیز از اسراف و تنوع در مصرف، نشاندهنده نوعی حکمت زیست بومی است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
این ویژگیها، خوراک گیلان را به الگویی برای گردشگری مسئولانه و توسعه پایدار تبدیل میکند؛ الگویی که همسو با سیاستهای کلان میراثفرهنگی در حفاظت از منابع و تقویت اقتصادهای محلی است.
از مناسبتمحوری تا راهبرد ملی
برای آنکه رشت بتواند نقش واقعی خود را در دیپلماسی فرهنگی ایفا کند، لازم است نگاه مناسبتمحور به خوراک جای خود را به رویکردی راهبردی بدهد. جشنوارهها، رویدادها و برنامههای گردشگری، زمانی اثربخش خواهند بود که در چارچوب یک سند بالادستی تعریف شوند.
تدوین «سند دیپلماسی خوراک ایران» با محوریت شهرهایی چون رشت، میتواند گامی مهم در این مسیر باشد؛ سندی که خوراک را بهعنوان بخشی از روایت تمدنی ایران به رسمیت بشناسد و آن را در سیاستگذاری فرهنگی، گردشگری و حتی روابط بینالملل وارد کند.

رشت، فراتر از یک شهر
رشت، امروز بیش از آنکه یک مقصد گردشگری باشد، یک امکان فرهنگی است. امکانی برای روایت ایران از مسیری انسانی، ملموس و صلحمحور. اگر این ظرفیت بهدرستی فهم و مدیریت شود، رشت میتواند الگویی برای سایر شهرهای ایران باشد؛ الگویی که نشان میدهد چگونه میتوان از دل سنت، آیندهای جهانی ساخت.
در جهانی که گفتوگو دشوارتر شده است، شاید مزهها هنوز بتوانند پل بسازند. رشت، یکی از استوارترین این پلهاست.
انتهای پیام/

نظر شما